عکس هایی از شاندرمن-استاد بزرگزاده
تصاوير سفر به نجف ، كربلا و كاظمين
دهکده ملل شاندرمن

مشخصات و اطلاعات کامل از غارآويشوي شاندرمن

غـار «آويـشو»ي شاندرمن، بي نظيرترين ميراث ژئولوژيكي استان گيلان

بسم الله الرحمن الرحيم

آويشو شاندرمن

شاندرمن يکي از شهرهاي استان گيلان است که از جهت مناظر طبيعي به شهر زيبايي‌هاي طبيعت معروف است. هرچند تا سال‌هاي پيش اين شهر در نزد عموم چندان شناخته شده نبود وليکن در سال‌هاي اخير عوامل متعددي، از جمله تلاش محققان و پژوهشگران حوزه‌ي تحقيقات محلي سبب شد اين شهر آهسته‌ آهسته در سطح مطبوعات و رسانه‌ها معرفي و مشهور شود.

شاندرمن شهر سياحت و زيارت است. وجود بقعه‌هاي متعدد و باستاني که معروف‌ترين آن «بقعه امام‌زاده شفيع» است شاندرمن را مي‌تواند به قطب گردشگري مذهبي تبديل کند. همچنين ييلاقات و مناطق بکر و بسيار زيباي جنگلي سببي است که گردشگران به اين منطقه روي آورند و از مواهب خدادادي آن لذت برده و روز يا روزهايي را در فضاي پرطراوت آن به سياحت و استراحت بپردازند. از مهم‌ترين ييلاقات آن مي‌توان به «دَشتِه»، «أمروئَه‌خوار»، «سيفي»، «سِـرَسي»، «سيف‌آستونَه»، «وَناوْ»، «اَلَنْزَه»، «وييرگا» نام برد و صد البته بسياري از ييلاقات ديگر که معرفي و حتي نام بردن از آنان در اين مجال نمي‌گنجد.

اما در شاندرمن دو پديده خدادادي طبيعي و يک بقعه وجود دارد که آن را شاخص کرده است. همانگونه ک پيشتر گفته شد «بقعه امام‌زاده شفيع» که در هفت کيلومتري غرب شاندرمن واقع است تنها اثر تاريخي و مذهبي شهرستان ماسال و شاندرمن است که داراي تاريخ مکتوب بوده و قدمت آن لااقل به سال 1073 قمري مي‌رسد. اما در ميان پديده‌ها و جاذبه‌هاي طبيعي فراواني که خداي سبحان به اين شهر ارزاني داشته است دو منطقه «خشکه‌دريا» و غار منحصر به فرد و بي‌نظير «آويشو» شاخص‌اند.

29 تيرماه 1390 خبرگزاري‌هاي مختلف از قول آقاي اميد عزيزي مدير کل ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری استان گيلان گزارش دادند که آن اداره کل با ارائه مدارک و مستندات با استناد به تبصره ماده دو قانون تشکيل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مصوب دي ماه سال 1382 و آئين نامه اجرايي آن به شماره 26975/ت مورخ 4/5/1384 هيئت وزيران اثر ارزشمند «غار آويشو» را با شماره 90 در فهرست آثار ملي طبيعي کشور به ثبت رساند.

يکي از دوستان محقق و پژوهشگر به نام «آقاي سليمان عزيزي شالکه» در مقاله‌اي به معرفي علمي «آويشو» پرداخته است که متن کامل آن در پي مي‌آيد. اميد است اين مقاله سببي باشد براي عموم علاقمندان طبيعت تا ديداري از شاندرمن داشته باشند. همچنين از خوانندگان عزيز اين مقاله انتظار مي‌رود ما را از نظرات ارزشمند خويش بي‌نصيب نگذارند.

 

غـار  «آويـشو»  شاندرمن

بي نظيرترين ميراث ژئولوژيكي استان گيلان [1]              

سليمان عزيزي شالكه،

كارشناس ارشد جغرافيا وبرنامه ريزي توريسم

                                                                                   

مقدمه                                                 

غار حفره‌اي نسبتاً بزرگ بر روي زمين يا در زير آن مخصوصاً زماني که طبيعي بوده و در زمين دهانه يا مدخلي داشته باشد مي گويند. غارهاي طبيعي در اثر عوامل مختلفي چون نفوذ آب در طبقات آهکي، وقوع زمين لرزه و... به وجود مي‌آيد. اکثر غارهاي طبيعي از سنگهاي آهکي تشکيل مي‌شود که ارتباط مستقيم با تشکيلات سنگهاي رسوبي دارد.

در «شهرستان ماسال و شاندرمن» غارهاي بزرگ وکوچک زيادي وجود دارد که بزرگترين آنها غار «آويشو» که در ارتفاع 1300 متري از سطح دريا در دل جنگل‌هاي شاندرمن در حدود 37 کيلومتري جنوب غرب شهر شاندرمن با مختصات جغرافيايي 48 درجه و59 دقيقه و2 ثانيه طول شرقي وعرض 37 درجه و20 دقيقه و12 ثانيه عرض شمالي جاي دارد و از غارهاي منحصر به فرد در کشور ايران است.

 

شاندرمن از آبادي‌هاي قديم گيلان است و در کتب تاريخي بسيار از آن نام برده شده وعلاوه برقدمت تاريخي به جهت برخورداري از موقعيت جغرافيايي مناسب داراي مناظر و چشم اندازهاي طبيعي و انساني بسيار زياد مي‌باشد.

 

شاندرمن از شمال به شهرستان رضوانشهر از جنوب به ماسال از شرق به شهرستان صومعه سرا و از غرب به بخش شاهرود از شهرستان خلخال استان اردبيل محدود ودر50 کيلومتري رشت واقع است.

شاندرمن از سه بخش جلگه‌اي،کوهپايه‌اي و کوهستاني تشکيل شده كه بخش جلگه‌اي آن از اعتدال آب و هوايي برخوردار است و ييلاقات خوش آب و هوا و تشکيلات زمين‌ساختي از قبيل غار بي نظير «آويشو»، استخرطبيعي «خُشکِه دريا»، آبشارها و چشمه‌ساران فراوان و همچنين چهارمين قله مرتفع گيلان بنام «ديــگوئَه» به ارتفاع 2611 متر در اين منطقه واقع است. شاندرمن متناسب با طبيعت آرام خود مردماني آرام، با فرهنگ و مهمان‌نواز دارد. مردم اين ديار اهل تشيع و به زبان تالشي تکلم مي‌کنند. از مساحت617 کيلومتر مربع شهرستان «ماسال و شاندرمن»؛ در مجموع 395 کيلومترمربع يعني64 درصد از وسعت آن را «شهر شاندرمن» به خوداختصاص داده است.  

 

معرفي غار آويشو

همانگونه که پيشتر اشاره شد غار منحصر به فرد «آويشو» با انتهاي ناشناخته در منطقه‌اي کوهستاني در قلب جنگل‌هاي شاندرمن در حدود 37 کيلومتري جنوب غربي شهر شاندرمن با مختصات جغرافيايي در حدود 48 درجه و 59 دقيقه و2 ثانيه طول شرقي و عرض 37 درجه و20 دقيقه و12 ثانيه عرض شمالي واقع شده است.

اين غار چند سال قبل توسط افراد بومي منطقه مورد شناسايي قرار گرفت و با انتشار اخبار اين غار كم كم پاي غارنوردان و طبيعت گردان ماجراجو به منطقه شاندرمن باز شد و در بررسي‌ها و پژوهش‌هاي اوليه مشخص شد كه اين غار  به لحاظ ساختاري از غارهاي منحصر به فردكشور مي باشد که در سنگهاي آهکي ايجاد شده و داراي دو دهانه بزرگ و کوچک مي‌باشد که هر دو دهانه در کنار هم قرار گرفته اند و در اصطلاع زمين شناسي به آنها آون مي گويند.

اين غار بر اثر فرسايش كارستي ايجاد شده است. کارست(karst (همان اشکال و چشم اندازهاي بوجودآمده از انحلال سنگهاي آهکي ناشي از عملكرد آب باران همراه با دي‌اکسيد کربن است، مي باشد.

براي ورود به غار از دهانه بزرگ استفاده مي‌شود که بسيار مرتفع است و داراي ابعاد حدود 16 متر ارتفاع و 5/7 متر عرض است که منظره‌اي کم ياب و شگفت را در مقابل ديدگان قرار مي‌دهد.

دهانه غار در ارتفاعي حدود 1320 متر از سطح دريا ايجاد شده است.

از آباديهاي فصلي اطراف «آويشو» مي‌توان به مناطقي چون «تالي‌بِنَه»، «فِلَکَه وييَـر»، «نالبرن»، «وَنْـگَـه‌ژييَه»، «گاگيرَه پِشت» و «خِماسون» اشاره كرد.

اين غار هنوز براي غارنوردان و گردشگران شناخته شده نيست و شايد عمده‌ترين دلايل بي‌توجهي به بزرگترين غار کشف شده در استان گيلان را دور از دسترس بودن و وجود راه خاکي پر فراز و نشيب و همچنين عدم تبليغات مناسب را عنوان نمود.

براي بازديد از اين غار بعد از عبور از شهر شاندرمن به روستاي «سياهمرد» در کنار پل چاله‌سرا راهي با مسير خاکي که از کنار بقعه «درويش‌شاه امير» مي‌گذرد ادامه مي يابد. اين جاده خاکي توسط شرکت بهره‌برداري شفارود احداث شده و تنها راه ماشين‌رو براي رسيدن به غار مي‌باشد. جاده فوق چون جهت بهره‌برداري از چوب جنگل‌ها احداث گشته هيچگونه امکانات رفاهي از قبيل چايخانه و اقامتگاه در طول مسير ندارد و تنها در چند قسمت از مسير تعداد اندکي خانه‌هاي روستايي و کلبه‌هاي دامداران وجود دارد.

در کنار اين جاده قريب 12 چشمه در فصل تابستان قابل رؤيت است که 3 مورد آن بسيار پر آب است.

غار «آويشو» از لحاظ شکل ظاهري داراي ساختار چندگانه است به طوري که وجود 9 چاه پي در پي در طول غار آن را جزء غارهاي چاهي قرار مي دهند. از طرفي به دليل اينکه در مسير رود بوجود آمده و از ابتداء تا انتهاي غار جريان آب وجود دارد آن را جزء غارهاي رودخانه دسته بندي مي‌نمايند. همچنين قسمت‌هايي از غار داراي مسير تونلي و افقي است که از لحاظ  ساختاري يک غار ترکيبي محسوب مي گردد بطور کلي مي‌توان آن‌را جزء غارهاي رودخانه‌اي و تونلي تقسيم‌بندي نمود که جويباري که در بالا دست وارد غار شده در تمام طول غار جاري مي‌باشد و هر چه بيشتر به درون غار برويم حجم آب بيشتر مي شود. آب جاري درون غار به تبعيت از شيب منطقه به سمت شمال شرقي مي‌رود و در ادامه با يک شاخه فرعي وارد رودخانه «مُرغک شاندرمن[2]» مي‌شود.

دهانه غار با گراي 345 درجه شمال شرقي به خوبي از کنار جاده قابل رويت نبوده ولي در فاصله کم و حدود 60 متر از حاشيه جاده قرار دارد. از نظر زمين شناسي منطقه آويشو در کوه‌هاي تالش در کرانه باختري درياي خزر با امتداد شمالي جنوبي قرار گرفته و مربوط به دوره ژوراسيک و اوايل دوره کرتا سه موسوم به مجموعه دگرگوني شاندرمن بر روي سنگ‌هاي آهكي رسوبي حفر شده است. سازندهاي آهکي با واحدهاي زيرين خود و سنگ‌هاي دگرگوني مجموعه شاندرمن پس از پايان دوره کرتاسه در اثر رخداد کوهزايي آلپ، چين خورده و به تدريج به شکل کوه‌هاي امروزي در آمدند. پس از چين‌خوردگي و قرارگيري آهکها در معرض عواملي فرساينده (همچون آب، باد و گياهان) به سبب حساسيت اين آهکها نسبت به آبهاي اسيدي عمل انحلال تدريجي در آنها آغاز گرديد.

 

نامـواژه «آويشو»

آويشو يک واژه تالشي است و مفاهيم زيادي مي‌توان برايش قائل شد .اول اينکه آويشو از «آو» به معني آب و «ويشو» به معناي فرو رفتن و در مجموع يعني «آب فرو مي‌رود». دومين استنباط از آن اينکه آويشو از دو جز (آ) يعني آمدن و (ويشو) به معناي فرورفتن که در کل به معناي «مي‌آيد و فرو مي‌رود» است. با توجه به اينکه جريان دائمي آب که وارد غار مي‌شود و براي همه قابل رؤيت است و (ويشو) در تالشي معني غيب و ناپديد شدن را مي‌دهد لذا انتخاب نام آويشو براي آن غار بيشتر ناپديد شدن آب مد نظر بوده که حکايت از عمق زياد غار دارد و اين ديدگاه و استنباط مناسبتر به نظر مي‌رسد. برخي هم آن را آبشو تلفظ مي‌کنند يعني اينکه آب مي‌رود و پايانش معلوم نيست.

 

پوشش گياهي و جانوري در محدوده غار آويشو

در اطراف غار «آويشو» پوشش گياهي متنوع و متراکم وجود دارد و جنگل‌هاي انبوه و جوان راش (=الاش تالشي) بيشترين سهم را به خود اختصاص داده و در مرتبه بعد درختان ممرز (= اولَس تالشي» و انجيلي (= آسوندار تالشي) و در مواردي افرا (= باسکَم تالشي) و توسکا (= توسَه تالشي) و ساير درختچه‌هاي ديگر به چشم مي خورد. ميزان تاج پوشش درختان 90 درصد و ميزان پوشش کف جنگل بيش از 70 درصد است. تنوع پوشش جنگلي در کوهستانهاي اطراف غار آويشو و تراکم نزديک به صفر جمعيت انساني در اين منطقه و عدم وجود جاده مناسب موجب بر قراري آرامش و آسايش در محدوده غار شده و شرايط زيست جامع جانوري را مهيا نموده است.

 

اهميت‌ غار آويشو

غار آويشو بزرگترين و طويل‌ترين غار استان گيلان محسوب مي شود و تاکنون بيش از 5/1کيلومتر از ژرفاي آن توسط غارنوردان و کوهنوردان پيمايش شده كه از نظر علمي و اقتصادي داراي اهميت زيادي مي‌باشد. آويشو اهميت‌هاي ذيل را مي‌توان برشمرد:

 

1. اهميت علمي آويشو

اهميت و ارزش آويشو به لحاظ مطالعه فرآيندهاي مختلف رسوب شناختي و ژئوشيمايي مؤثر در تشکيل اين رخساره کارستي عظيم در درون سنگهاي آهکي دوران مزوزوئيک و قرار گيري آن در مجاورت سنگ‌هاي دگرگوني کمپلکس شاندرمن که بقاياي دگرگون شده‌اي از پوسته اقيانوس پالئوتيتس به شمار مي‌رود مي‌باشد.

 

2. اهميت اقتصادي آويشو

ارزش و اهميت اقتصادي غار به جهت وجود اشکالي همچون استالا گتيت(چکنده) و استالاگميت (چکيده) و ستونهاي آهکي درون آن كه چشم انداز زيبا و منحصر به فردي را در اين غار ايجاد كرده كه موجبات جذب توريسم و توسعه صنعت گردشگري منطقه را فراهم مي كند.

با توجه به «اهميت غار آويشو» واحد تحقيقات صدا و سيماي مركز گيلان (شبکه باران) در طرح مستندسازي خود اين غار را با ساير غارهاي شناخته شده ايران و جهان از جمله غارهاي «قوري‌قلعه» شهر پاوه، «علي‌صدر» همدان و غار  «پراو( parav )» به خاطر شباهت‌هايي مقايسه کرده است و مي‌نويسد: «آويشو»ي شاندرمن غاري است که مخلوق حرکت و جريان آب در اعماق زمين است. در آويشو چون جريان آب از دهانه تا انتها وجود دارد و از اين منظر شبيه به غار «قوري‌قلعه» که طويل‌ترين غار رودخانه ايران است، مي‌باشد. شباهت آويشو با غار درياچه‌اي «علي‌صدر» همدان را وجود هشت چاه بلند و چند چاهک است که در آويشو وجود دارد. حرکت درفضاهاي عمودي و گذر از معابر پر از آب وجه تشابه آويشو با معروف‌ترين و عميق‌ترين غار قاره آسيا (پراو) است كه نتيجه اين مقايسه آويشو را در زمره بزرگترين و عميق‌ترين غارهاي ايران قلمداد مي‌کند.

 

نگاه توريستي به غار آويشو

کشور ايران به لحاظ توانهاي طبيعي و انساني براي سرمايه‌گذاري در بخش توريسم جزء برترين‌هاي جهان محسوب مي‌شود و تنوع جاذبه‌ها به قدري است که تقريبا براي هر سليقه‌اي انگيزه کافي براي سفر به اين کشور وجود دارد. از آنجايي که عمده‌ترين انگيزه مسافرت به استان گيلان تفريح، استراحت و فراغت است و اكثر اين سفرها در فصل تابستان که از اعتدال آب و هوايي  برخوردار است انجام مي گيرد و شاهد حجم عظيمي از گردشگران را در نواحي جلگه‌اي و به ويژه در نوار ساحلي استان مي‌باشيم که اين امر موجب توزيع ناعادلانه گردشگران و عدم ماندگاري مسافران در استان گيلان مي‌گردد. جهت برون رفت از اين وضع شناسايي، معرفي و برنامه‌ريزي جاذبه‌هاي جديد در نواحي مختلف استان لازم و ضروري است که مي‌تواند اشکال متعددي از گردشگري را رونق دهد. بي‌درنگ يکي از اين جاذبه‌هاي مهم ناشناخته استان و بلکه کشور که در توسعه و رونق  توريسم در سطوح مختلف محلي، منطقه‌اي و ملي کمک مي‌کند غار بي نظير و منحصر به فرد «آويشو» در شهر شاندرمن است. با توجه به توسعه نيافتگي «شهرستان ماسال و شاندرمن» و فعليت نيافتن توان‌هاي محيطي آن و همچنين عدم شناخت کافي و اطلاع دقيق مسافران از جاذبه‌هاي گردشگري منطقه ضرورت برنامه‌ريزي و برجسته نمودن اين پديده ژئولوژيکي احساس مي‌گردد. در صورت محقق شدن اين امر علاوه بر اشتغال و تقويت معيشت ساکنان موجب توزيع مناسب فضايي گردشگران در استان شده و اين منطقه هم سهم واقعي خود را در بخش گردشگري بدست مي‌آورند. از طرفي با برجسته جلوه دادن اين جاذبه مهم زمين ساختي يقيناً ساير جاذبه‌هاي طبيعي و انساني منطقه هم رونق شگرف مي‌يابد. از آنجايي که اين غار عظيم در منطقه کوهستاني واقع است انواعي از گردشگري که بر آن متصور است به اختصار بيان مي گردد:

 

1. اکوتوريسم:

اکوتوريسم يا طبيعت‌گردي، گونه‌اي از جهانگردي است که رو به رشد دارد و افرادي را که از زندگي شهري شلوغ به ستوه آمده‌اند به سوي خود جلب مي‌کند (دارابي،1381، ص142). طبيعت‌گردي نوعي از گردشگري با انگيزه و هدف گرايش به طبيعت است در اين شيوه، گردشگران علاوه بر استفاده از اوقات فراغت خود، از شگفتگي‌هاي طبيعت و جهان خلقت آگاهي مي‌يابند و از آن لذت مي‌برند و ضمن حفظ جلوه‌هاي طبيعت، احترام به فرهنگ جوامع و ملل ديگر را بر خود لازم مي‌دانند. (کاظمي،1385،ص 27). کويرنوردي، آب‌درماني، غارنوردي، کوهنوردي، شکار، ماهيگيري، ديدن چشم‌اندازهاي طبيعي مثل آبشار و... همه از مظاهر اکوتوريسم هستند. غار«آويشو» شاندرمن و منطقه جنگلي اطراف آن، چشمه‌هاي آب معدني؛ حيات وحش و سايرچشم‌اندازها، آويشو را در زمره اکوتوريسم قرار مي‌دهد.

 

2. ژئوتوريسم:

ژئوتوريسم در حقيقت به دنبال مشاهده جاذبه‌هاي زمين‌شناسي و زمين پيکر‌شناسي (ژئومورفولوژي) و حتي موزه‌هاي معدني در کشور مقصد است. ژئوتوريسم را مي‌توان در قالب توريسم اکتشافي، آموزشي، ماجراجويي و تحقيقي دسته‌بندي نمود. ژئوتوريست به دنبال مشاهده جاذبه‌هاي زمين است و از تخريب جاذبه‌هاي بوم‌شناختي و زمين‌شناختي جلوگيري مي کند. غار «آويشو» به دليل برخورداري از قابليت‌هاي زمين‌شناختي، اکولوژيکي مي‌تواند به عنوان يك «ژئوپارک» براي حال و آينده مورد حفاظت قرار گيرد.

 

3. گردشگري ورزشي:

هر نوع مسافرتي که به منظور فعاليت‌هاي ورزشي باشد جهانگردي ورزشي ناميده مي‌شود. مسافرتهاي ورزشي به صورت انفرادي و يا دسته‌جمعي انجام مي‌گيرد. موقعيت جغرافيايي آويشو شرايط مناسبي براي فعاليتهاي کوهنوردي، کوهپيمايي و غارنوردي را دارد. البته کوهنوردي و غارنوردي مستلزم آموزش فنون و روش‌هاي صعود از کوهها و داخل غارها است از آنجائيکه اکثر گردشگران ورزشي را جوانان تشکيل مي‌دهند با ارائه آموزش‌هاي لازم گروه‌هاي مختلف کوهنوردي و غارنوردي شکل خواهد گرفت و براي آنان نوعي ماجراجويي و جذاب خواهد بود. با توجه به پيچيدگي‌هاي ساختاري «غار آويشو»ي شاندرمن مي‌توان عنوان کرد که اين غار در ميان غانوردان از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. شناخت و معرفي بيشتر اين غار موجب حضور گروه‌هاي مختلف غانوردي داخلي و خارجي جهت پيمايش غار مذکور خواهد بود.

 

4. گردشگري زيست محيطي:

مسافرت به مناطق طبيعي که همراه با احساس مسئوليت باشد و موجب بهبود سطح زندگي مردم محلي و حفظ محيط زيست شود (سازمان جهاني گردشگريWTO).  گردشگري زيست محيطي چون با انگيزه سفر به مناطق داراي جاذبه‌هاي طبيعي شکل مي‌گيرد، لذا وجود غار طبيعي آويشو ، پوشش گياهي متنوع و متراکم اطراف و مسير منتهي به آن، وجود زيستگاه انواع گونه‌هاي جانوري، بکر و طبيعي بودن پيرامون غار و به طور کلي منطقه عمومي شهر شاندرمن، از جمله شرايط مناسب براي گردشگري زيست محيطي است. البته اين نوع گردشگري مي‌تواند با استفاده از توانهاي محيطي سبب افزايش همکاري و حفاظت از محيط زيست و توسعه پايدار شده و تحرک و پويايي در اقتصاد محلي و منطقه‌اي به وجود آورد.

 

نتيجه گيري:

با توجه به توانهاي محيطي منطقه شاندرمن و وجود غار بي نظير آويشو در مناطق کوهستاني و محصور بودن آن در کوه‌هاي مرتفع با پوشش گياهي و جنگلي متنوع و متراکم، وجود چشمه‌هاي فراوان و نواحي ييلاقي خوش آب و هوا، وجود راه دسترسي به غار و پيچدگي‌هاي ساختاري و مشکلات مسير پيمايش داخل غار انگيزه‌هاي متفاوت براي سفر به شاندرمن ايجاد نموده است. ماهيت علمي خود غار به عنوان يک ميراث گران‌بهاي طبيعي و توانايي محيطي پيرامون آن انواع مختلفي از گردشگري از جمله اکوتوريسم، ژئوتوريسم، توريسم ورزشي، گردشگري زيست محيطي و گردشگري ماجراجويانه متناسب با محدوده غار قابل پيشنهاد است. با اين اميد که دست‌اندارکاران امر گردشگري در سطح  شهرستان ماسال شاندرمن و به ويژه مسئولان مربوط شهر شاندرمن و استان به اهميت ذاتي آن پديده مهم ژئولوژيکي واقف باشند و نسبت به احياء و برنامه‌ريزي آن اهتمام به خرج دهند و منفعت‌هاي اقتصادي بيشماري را نصيب مردم منطقه نمايند.

 

منابع و ماخذ :

1- سازمان جهاني گردشگري، 1379، برنامه‌ريزي ملي و منطقه‌اي جهانگردي، مترجم محمد عبدالله‌زاده، تهران، دفترپژوهش‌هاي فرهنگي.

2-سازمان مديريت و برنامه‌ريزي، 1385، سالنامه آماري استان گيلان.

3-سفر دوست، احمد، 1385، غار آويشو، واحد تحقيقات صدا و سيماي مرکز گيلان.

4-رضواني، علي اصغر، 1379، جغرافيا و صنعت توريسم، تهران، انتشارات دانشگاه پيام نور

5-رضوي ضيابري، سحرالسادات، 1387، بررسي قابليت‌ها و محدوديت‌هاي محيطي و گردشگري غار آويشو در شهرستان ماسال (و شاندرمن) (پايان نامه).

6-کاظمي، مهدي، 1385، مديريت گردشگري، انتشارات سمت، تهران.

7-کشور دوست، عليرضا، 1385، گيلانشهرها، رشت، نشروارسته.

8. -کرمي،ناصر 1378، گزارش وضعيت اکوتوريسم درايران ،گروه مطالعات اکوتوريسم سازمان ايرانگردي و جهانگردي.

9-عزيزي شالکه ،سليمان،1387،بررسي توانهاي گردشگري شهرستان ماسال به منظور ارائه راهبردهاي توسعه (پايان نامه ).

10-فنل، ديديداي، مقدمه اي بر طبيعت گردي،1383، مترجم جعفر اولادي قاديکلايي ،بابلسر، دانشگاه مازندران.


[1]. اين مقاله قبلاً در يکي از شماره‌هاي ماهنامه تالش چاپ و منتشر شده است.

[2]. نام ديگر رودد شاندرمن است.

با تشکر فراوان از آقای سلیمان عزیزی و وبلاگ دران و ویژه شاندرمن

بخاطر در اختیار قرار دادن مطالب و تصاویر

Trackback URI: http://shanderman1.ir/index.php/trackback/129

درج نظر

نام:
پست الکترونیک:
آدرس اینترنتی:
چک کردن اسپم:
عنوان:
نظر:
 
XML نظرات: RSS | Atom
.: Powered by Jaws Project | Template by TPC :.