عکس هایی از شاندرمن-استاد بزرگزاده
تصاوير سفر به نجف ، كربلا و كاظمين
دهکده ملل شاندرمن

شاندرمن در كتب معتبر و سفرنامه ها

حاکمان شاندرمن:

معروفترین خان شاندرمن در عهد فتحعلی شاه، ابراهیم خان شاندرمنی بود که در شاندرمن حکومت موروثی داشت. از طرفی چون دخترش (خانم جان خانم) زوجه بیست و ششم فتحعلی شاه محسوب می شد این خان در منطقه خود از قدرت ویژه ای برخوردار بود. بعدها از این خانم غیراز دو فرزند  که هر دو بعد از تولد مردند فرزندی بدنیا نیامد .(لسان الملک،ص  ۲۹۱)

در زمان فریزر ابراهیم خان شاندرمنی یکی از شش خوانین متنفذ تالش به حساب می آمد.(رابینو،ص ۹۸) اما ژنرال دورن در سفرنامه اش حاکم شاندرمن را نصراله خان ذکر کرده است.(میرزا ابراهیم، ص ۱۹۸)

در عهد رابینو حکمران شاندرمن نصراله خان پسر رحیم خان پسر نصرت اله خان پسر ابراهیم بوده است. (رابینو،ص ۶) خوانین شاندرمن برای تحکیم بیشتر قدرت خود در منطقه با خوانین ماسال وتالشدولاب وصلت نمودند.

یاذآوری می شود در تاریخ گیلان ضمن شرح دهکده های شاندرمن از خرابه ای موسوم به چله خانه نام برده شده است که سابقاً مرکز نجفقلی بیگ شاندرمنی بوده  که گویا حکومت پنج ناحیه تالش را داشته است.(رابینو،ص ۱۳۲)۱۳

 

شاندرمن در کتب معتبر و سفرنامه ها:

 

در اواخر قرن سیزدهم(۱۲۷۶ هجری قمری) میرزا ابراهیم در سفرنامه مازندران و استرآباد و گیلان و چندی پس از او خودزکو از منطقه شاندرمن به اختصار یاد کرده اند.

در لغتنامه دهخدا به نقل از فرهنگ جغرافیایی کیهان ضمن نوشتن حدود اربعه شاندرمن و شغل اهالی آن، روستاهای انجیلان، شالکه و معاف را به عنوان قرای معتبر آن معرفی می نماید و تعداد روستاهای آن را ۳۷ و مساحت آن را ۹ فرسخ مربع می نویسد که دارای ۶۴۴ خانوار و ۳۰۰۰ نفر جمعیت می باشند.۱۴

نخستین کس از تاریخ نویسان و خاطره نگاران ایرانی که در طول قرون و اعصار از شاندرمن نام برده، میرزا ابراهیم صاحب «سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان» است که به سال ۱۲۷۶ هجری قمری تألیف یافت و وی نیز شاندرمن را شاندربین یاد کرده است. وی زیر عنوان«حاکم نشین شاندربین»ـ که در حاشیه، آن را به «شاندرمین» اصلاح کرده اند ـ می نویسد: «جانب مغرب گیلان حاکم نشین اول ـ شاندرمین، حاکم، نصرالله خان، تفنگچی یکصد و پنجاه نفر و ییلاق و قشلاق دارد. محصولش ابریشم و برنج و روغن و عسل و پشم گوسفند و لباسشان از پشم و )کفش( چموش است. نیمی تالش و نیمی گیلک می باشند.۱۵

الکساندر خودزکو محقق لهستانی الاصل روسی که در دهه ۱۲۵۷ هجری(۱۸۴۰ میلادی) در رشت بود با برآورد۴۰۰۰ نفر جمعیت برای شاندرمن درباره شاندرمن می نویسد: فتحعلی شاه پس از آنکه سرزمین مستقل گسکر را تحت تسلط خود درآورد آن را به پنج بلوک تقسیم کرد که بلوک شاندرمن یکی از آنهاست. همچنین در ادامه می نویسد این بلوک کوچک که به کوهها تکیه داده و از هیچ طریقی به دریا راه ندارد ابریشم و دام و گندم و عسل تولید می کند. والی آن رضاخان است که در مرکز یعنی در بیتَم اقامت دارد و بلوک شاندرمن به همراه ماسال و تالشدولاب را معمولا به نام کوهپایه های گسکر می شناسند و وی مواجب ۱۵۰ تفنگچی شاندرمنی را که در خدمت انزلی هستند ۲۰۳۸ تومان و مستمری مادام العمر و حق تیراندازی برای آنان ۱۳۰ تومان است و مالیاتهای شاندرمن ۲۵۳۰ تومان می باشد.۱۶

از نظر گریگوری والریانویچ ملگونفmelgunof شاندرمن در سال ۱۲۷۷ هجری(۱۸۶۰ میلادی) از زمان هدایت الله خان دارای مردمی فقیر و دهکده هایی ویران بوده است.۱۷

بیست سال پس از این تاریخ(۱۲۹۷ هجری) زنوویفzenovieff  گفته است که شاندرمن دارای شانزده دهکده و۱۲۵۰ نفر جمعیت است که چهار دهکده از آنها خراب و بقیه کم جمعیت هستند.۱۸

رابینو از قول هنتشhaentzsehدرباره ساکنین دهکده معاف که مسکن کردان معافی است که در اصل از زنجان یا خلخال به این منطقه آمده اند ـ می نویسد:این مردم از فرقه داودی یعنی علی اللهی هستند و بقیه سکنه شاندرمن جز عده کمی که مذهب تسنن دارند شیعه هستند.۱۹

ابونصر میرزا حسام­السلطنه که در سالهای ۱۳۰۵تا ۱۳۰۸ هجری از طرف ناصرالدین شاه حاکم گیلان بود؛ در اوایل آخرین سال حکومتش در گیلان به دستور ناصرالدین­شاه، سفری به «طوالش» می­نماید که ماحصل آن سفر را تحت عنوان «روزنامه و راپورت مسافرت طوالش» به ناصرالدین­شاه گزارش می­کند. او نیز از ماسال و سپس از شاندرمن بازدید نموده و در گزارش خویش مفصل در خصوص شاندرمن می نویسد: صبح روز چهارشنبه بعد از ادای فریضه، چون مسافت راه(ماسال به شاندرمن) کم بود بعد از صرف نهار به محل شاندرمن که دوم بلوک توالش است،روانه شدم. پس از دادن هدایایی به خوانین ماسال از رودخانه ماسال عبور کرده روانه شدم همه جا از بغله(کنار) کوه به سمت شمال غربی حرکت می نمودم. بعضی جدولهای کوچک جاری بود راه هم همه جا تراشیده شده درخت مصادم نبود. آبادی در خط راه کم دیده شد. بعضی درختهای کهن که در حقیقت وضع خلقت آنها اسباب تعجب بود مشاهده نمودم. بعد از یک ساعت طی مسافت از خاک ماسال عبور کرده به خاک گسکر رسیدیم چند مزرعه که خاک گسکر و به مالکیت مرزبان خان حاکم شاندرمن است، در عرض راه واقع بود.به واسطه باد گرم قدری اسباب کسالت خود و همراهان گردید. مرزبان خان و پسرهای او در اول خاک شاندرمن با اهالی آنجا که اغلب سواره بوده و با یراق و اسلحه صحیح آمده بودند. از رودخانه چاله سرا که از طرف کوه ییلاق شاندرمن به سمت مرداب جریان دارد عبور کردم این رودخانه آب بسیار گوارا یی دارد یک ساعت به غروب مانده وارد شاندرمن شدم. شاندرمن طرف شمال غربی رشت در دامنه کوه واقع، به نسبت ماسال، جلگه او کمتر و هوا گرمتر مشاهده شد و درخت مرکبات هم بسیار دیدم. پس از استراحت شب، فردای آن روز بعضی از اهالی شاندرمن از سوء سلوک رعایای گسکر نسبت به خودشان بسیار کرده حکم سختی به عهده(مجیب السفرا) نوشته که نایب الحکومه گسکر آنها را از این حرکات زشت منع کرده البته اسبهای اهالی شاندرمن را که به سرقت برده اند رد نمایند و اگر رد ننمود تا مراجعت خود به شهر، البته آنچه لازمه حقگزاری است معمول و رفتار خواهد شد. چون آن روز هوای آن محوطه قدری گرم کرد، لهذا برای دیدن جنگل نهار را در کنار رودخانه شاندرمن صرف نمودم یکی از شکارچیان همراه در زمان قلیلی هشت قطعه قرقاول شکار کرده آورد در آن وقت کمال افسوس را خوردم که چرا ممکن نیست به یک واسطه سریعی این طیور خوش نقش و خوش گوشت را تقدیم حضور ملوکانه نمایم ولی چون از آن خیال مأیوس و محروم ماندم برای خانه زاد دولت جهانگیر میرزا به ضمیمه قدری عسل که حاصل کوهستان آنجاست فرستادم. درخت این جنگل شیر مازو و گردو و آزاد است، سایر درختهای دیگر هم بود که زغال آن بسیار صلب و خوب می شود. از این روز قبل باد گرم بود و لازمه این باد هم این است که حتما باید انقلابی در هوا پیدا شود، باران آمد. وضع شاندرمن از بی اعتدالی و بی انصافی حکام پنج سال پیش گیلان، بسیار خراب و اهالی پریشان و فقیر دیده شد. به این معنی که خوانین نجیب این بلوک را برای جلب منفعت خودشان به روی یکدیگر واداشته آدم فروشی می نمودند. حاکم بیچاره محل هم ناچار شده که قرض نماید یا خود یا رعیت را بی پا نموده با حکومت کل سلوک نماید. چنانچه همین مرزبان خان حاکم حالیه، مبلغی الان به خارجه مقروض و تمام املاک او در نزد مردم حاصل مباح به واسطه سابق است لیکن در این دو سال کم کم درصدد جبران ایام گذشته برآمده امیدوارم که اگر چندی به همین قسم بگذرد رفع آلودگی و کسالت او بشود و این حاکم بیچاره کمال تحیر از وضع اختصار و سبک مسافرت من نمود، به این معنی که اغلب تدارکاتی از قبیل گوسفند و غیره برای اردوی خیالی حاکم تهیه نموده بود تماما بدون دست اندازی احدی بر جای خود باقی ماند. صبح روز جمعه پس از قطع باران و مساعد شدن هوا محض دلجویی مرزبان خان حاکم و تشویق به خدمات دولت، دو طاقه شال کرمانی به پسرهای او و یک توپ سرداری ترمه هم به خود او داده زیاده از حد مهیج و مشوق خدمتگزاری گردید. از شاندرمن بهطرفتالشدولاب حرکت نمودم. خط راه تماما به طرف شمال حقیقی واقع بود. چون باران بحمدالله موقوف شده بود، هوا طراوت مخصوصی داشت، بعد از طی نیم ساعت طی مسافت از محل حکومتی که موسوم به بیتَم است و قدری راه آن ساخته بود به جنگلهای عمیقی رسیدم حقیقتا قدر این قسم جنگل و ملک را باید دانست. قریب یک ساعت به طرف شمال از جنگلهای قوی عبور کرده به نهر مختصری(رودخانه دیلیکdilik) که حد و سد شاندرمن و تالشدولاب است رسیدم و وارد منطقه تالشدولاب شدم.۲۰

هاسینت لویی رابینو دی بورگانه نایب کنسول انگلستان در سالهای ۱۹۰۶ الی ۱۹۱۲ میلادی(سالهای ۱۲۸۱ تا ۱۲۸۷ شمسی) در رشت شاندرمن بصورت کامل و به زیبایی تمام و کامل معرفی می کند که: شاندرمن در میان تالشدولاب و ماسال قرار دارد بطوریکه حدود آن از شمال به تالشدولاب و از جنوب به ماسال و از مشرق به گسکر و از مغرب به خلخال محدود می گردد. شاندرمن سابقا یکی از قسمتهای منطقه وسیع گسکر بوده است. شاندرمن اکنون دارای ۳۰۰۰ نفر جمعیت است که با کشاورزی و گله داری و پرورش زنبور عسل زندگی می کنند. اکثر این مردم به چادرنشینی عادت دارند و به تناسب فصل در کوهستانها به کوچ می پردازند. زبان اهالی شاندرمن تالشی است.

رابینو در بخش حکومت می نویسد: در حدود یک قرن است که حکومت این ناحیه در خانواده خان فعلی نصرالله خان فرزند رحیم خان فرزند نصرالله خان فرزند ابراهیم خان موروثی می باشد. رابینو در بخش رودخانه ها می نویسد: رودخانه شاندرمن از ده جریان آب تشکیل می شود که یکی از دولی گیریَهduli girya  از شمال می آید و به نام اَمرادول amrādul معروف است و دیگری از خشکَه دَریا x∂ška daryā در جنوب. در ناحیه دران d∂rān رودخانه به تالشَه خالَه tāl∂ša xāla معروف است و در سه فرسنگی مرداب از آن جدا می گردد. این رودخانه به دو شاخه منشعب می شود. شاخه جنوبی به نام چاله سرا یا مرغک در کُتُمجان kotomjān به خالکایی xālkāie ماسال می پیوندد و شعبه شمالی به نام واوَیلاvāvailā  در بهمبر به مرداب می ریزد. نهرهای چاله سرا عبارتست از: گَنزِرganzer در شمال، تونکَه آب در جنوب، میر محله در جنوب، لیپا lipā در شمال، کَرَم لات در جنوب، لُنگ lung  در شمال، چَمَنی دَغَن در جنوب، دولَه ملال dula m∂lāl در جنوب، چلمَه سرا دَغَن در شمال، شالیکِهšālike  در شمال، پاشکَم دَغَن pāškam  در شمال، سارمَه دَغَن در شمال، کران دَغَن در جنوب، ویشَگا دَغَن در شمال، میان گَسکَرَ دَغَن، کَهنَه دَغَن در شمال، میان دَغَن در شمال، چوشَه دَغَن در شمال، غربا در جنوب، نوده دَغَن در جنوب، کُتُمجان در جنوب، نوکَنده که در شمال به خالکایی منتهی می شود، در جنوب غربا رودخانه کوچکی است به نام بیجار خالَه که به نیزارهای کنار مرداب می رسد و به کرجیها(قایقها) اجازه می دهند تا به ساحل برسند، کیشَه خالَه و میان خالَه در شمال که جز در فصل زمستان و پاییز نمی توانند به مرداب برسند. رودخانه های دیگر شاندرمن از ییلاقهای عیسیَ زا و پَلَنگَ سرا سرچشمه گرفته، از اورماurmā واقع در میانکوه که می گویند در محل شهری قدیمی قرار دارد می گذرند. یک کیلومتر پایین تر کوهی مسیر رودخانه را به سمت تالشدولاب تغییر می دهد؛ و زمین های پست شاندرمن از این آبها استفاده نمی کند. کوههای ییلاقی شاندرمن عبارتست از: سیا مار، سرَسی، کردان، واشیار، النزَه بالا و اَلَنزَه پایین، سر دول، سیفی، هَژدانسَر، نوژدانسَر،ربارون پِشت، سیا بیل، دولی گیریَه، بابوئه چال، سَندَه پِشتَه، اسکَتان، سراچَه پِشت، سنگَه خوار، جیرَ دیلار، بیَه چال، کورَه کَش، آرا جَپا.

خشکَه دَریا منطقه گود افتاده ای است که در حدود ۵/۱ کیلومتر طول و به همین اندازه هم عرض دارد و با تیغه کوهی که خلخال و شاندرمن را از هم جدا می کند چندان فاصله ندارد. در آنجا آثار قناتهایی دیده می شود که نشان می دهد از این محل به عنوان مخزن آب استفاده می کردند. ییلاقهای مجاور خشکَه دَریا در جنوب زمینهای پست شاندرمن عبارتست از: وَارنابی، لَچور، لاکتراشان، هَرمِه، روخنَه سر، لِلِکون، خرونبَرَنگا، گُلگول، حاجی بجار، کوچیَ چِمَه، ساوناوَر که سابقا دهکده بزرگ و فعلا به صورت خرابه ای است. زمین آن مرتع است و اهالی شاندرمن چند روزی از اواخر بهار را در آنجا می گذرانند. فاصله ماسال به بیتَم دو فرسنگ و فاصله بیتَم به خمیران(انزلی) که در حاشیه مرداب است دو فرسنگ و فاصله بیتَم به پونل در منطقه تالشدولاب سه فرسَنگ است.

رابینو در پایان نوشته های خود درباره شاندرمن، دهکده های آن را به شرح زیر بر می شمارد که شامل: اَنجیلان، اولَم، بایَزاد(بایَزا)، بَشکام مَجد الدوله(پاشکَم)، بیتَم(در پای کوه قرار داشته و مرکز نایب الحکومه است)، پَلَنگَ سرا، پیرَسرا، شالکِه(این دهکده به شالکه بالا و پایین تقسیم می شود)، چاله سرا(در ساحل رودخانه ای به همین نام قرار دارد و روزهای جمعه بازاری در آن تشکیل می شود. غریب علی محله و جَفا سرا قسمتهایی از چاله سرا می باشد)، چَپَه زاد، چلَه خانه(خرابه ای است که سابقا مرکز نجفقلی بیگ شاندرمنی بوده است که حکومت ۵ ناحیه از تالش را داشت)، چُماچار(دارای بازاری در روزهای سه شنبه است)، چَموشدوزان، خَرفَکورَه، خُنَسی، سلَه چَر(اسطلخ زیر)، سیا دولَه، سیاه مرد، شکاری، شیخ نشین، سیفی، عیسی زاد، گسکمینجان، کَنگولَه ماژیَه (کَنگولَه مازو)، کوره(می گویند این ناحیه در محل یک شهر قدیمی قرار دارد)، کوره جان، لاکتراشان، معاف، ملک بگور، ملک جهان، میرمحله، نیلَش(نیلاش)، خلَوَرجان است و درآمد شاندرمن طبق نوشته های رابینو ۰۲/۱۸۵۱۷ قران می باشد. در کتاب رابینو بعضی از دهکده های فعلی شاندرمن به نامهای بَرگَه سرا، پاشکَم، پَلَنگَ سرا، چُماچار،  دلیجان، کُفود، کُفودمژده، قَران و معاف در قسمت گسکر جای داده شده اند.۲۱

مارسل بازن و کریستیان برمبرژه در رابطه با بازار شاندرمن می نویسد: بازار جمعه شاندرمن که نمونه ای از بازارهای هفتگی مشخصه دشت گیلان بین پره سر و کلاچای است می توان در حالت کلی به تمام منطقه گیلک تعمیم داد. این بازارها یک یا دوبار در هفته بسیاری از فروشندگان دوره گرد(بازارمج) را در یک جا و در اطراف دکان های دائمی که بعضا تعدادشان زیاد است جمع می کند. ولی دربقیه روزهای هفته فعالیت در این مراکز کم و کسالت آور است. این بازارها سابقه طولانی دارد و حد اقل در اوایل قرن نوزدهم وجود داشته است. تعداد کسانی که امروزه از این بازارها خرید می کنند مبین زنده بودن فعالیت آنها است. در این مورد با موقعیتی برخلاف قاعده عمومی روبرو هستیم که در آن بازارهای متناوب که در همه جا بعنوان حالت بدوی تجارت شناخته شده، در منطقه ای که از لحاظ تجارتی بسیار مجهز است از اهمیت برخوردارند. علت آن را می توان در نقش اجتماعی این بازارها که به اندازه فعالیت اقتصادی آنها مهم است دانست. زیرا بازار بهترین محل ملاقات اشخاص در منطقه ای است که روابط افراد در آن با یکدیگر چندان گسترده نیست۲۲

مارسل بازن با ترسیم نقشه بازار شاندرمن با عنوان خدمات عمومی در محله های شاندرمن می نویسد: عملا در محله های شاندرمن مغازه های دیگری وجود ندارد و حتی تعداد زیادی از آنها فاقد تجهیزات ابتدایی یعنی قهوه خانه ـ بقالی هستند. ۲۳

برمبرژه جهت مطالعات مردم شناسی و بررسی روش های گوناگون بهره برداری از خاک و فعالیت های تولیدی موجود در گیلان از ۱۰ منطقه بعنوان نقاط نمونه استفاده نمود که یکی از آن نقاط روستای نیلاش شاندرمن بود و صفحاتی از کتاب خود را به این روستا و عکس های آن اختصاص داده است.۲۴

در دائره المعارف مصاحب، مرکز شاندرمن«بازار جمعه» و تشکیل بازار نیز روزهای جمعه اعلام شده است ولی در سایر منابع آورده اند که بازار مزبور در چاله سرا،یکی از روستاهای شاندرمن تشکیل می گردید.۲۵

دکتر منوچهر ستوده در کتاب از آستارا تا آسترآباد می نویسد: از گذشته شاندرمن اطلاعی در دست نیست و نام این بخش در کتب جغرافیایی و تاریخی به چشم نمی خورد. دهکده بیتَم که تا امروز بر جای است در سال ۱۳۳۱ قمری یعنی زمانی که رابینو کتاب گیلان خود را می نوشت حاکم نشین این بخش بوده است و از شاندرمن دو راه به خلخال می رود: راه دهکده شال خلخال که از لَچور و کوهسار و خشکه دریا و سرخ سنگان(سرَسی) می گذرد. راه کلور که از روخنَه سَر و پایین لَچور و اَمرادول و آویجَه پاسَر و الَنزَه و سیا بیل و گدوک می گذرد.

برگرفته از وبلاگ ويژه شاندرمن

Trackback URI: http://shanderman1.ir/index.php/trackback/261

درج نظر

نام:
پست الکترونیک:
آدرس اینترنتی:
چک کردن اسپم:
عنوان:
نظر:
 
XML نظرات: RSS | Atom
.: Powered by Jaws Project | Template by TPC :.